تروریسم

آینده‌ء افغانستان تحت سلطه‌ء القاعده متوقف شده به نظر می رسد

گزارش از عمران

به تاریخ ۲۵ عقرب ۱۴۰۲ خورشیدی یک زن با برقع در کنار دختری نشسته و در کنار یک سرک در فیض اباد، ولایت بدخشان خیرات جمع می کند. [عمر ابرار/خبرگزاری فرانسه]

به تاریخ ۲۵ عقرب ۱۴۰۲ خورشیدی یک زن با برقع در کنار دختری نشسته و در کنار یک سرک در فیض اباد، ولایت بدخشان خیرات جمع می کند. [عمر ابرار/خبرگزاری فرانسه]

هرات -- افغانستان که زمانی در مسیر عصری سازی روان بود، اکنون در میان فقیرترین کشورهای جهان قرار دارد و در مشکلات درگیری و بی ‌ثباتی ناشی از گروه‌ های افراطی مانند القاعده گرفتار شده است.

آرزوهای عصری سازی این کشور به دهه‌ های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی برمی ‌گردد، زمانی که در پروژه‌ های زیرساختی و صنعتی سرمایه ‌گذاری کرد.

تونل سالنگ شمال و جنوب را به هم متصل کرد، بندهای برق آبی مانند کجکی و نغلو شهرهایی را برق‌ رسانی کردند و کارخانه‌ های سمنت و نساجی در سراسر ولایات اشتغال ایجاد کردند.

این دستاوردها نماد قدرت افغانستان به عنوان یک مرکز اقتصادی منطقه‌ای بودند.

با این حال، حمله شوروی در سال ۱۳۵۸ خورشیدی این پیشرفت را در هم شکست. درگیری‌ های یک دهه‌ پس از آن، زیرساخت‌ ها را نابود، میلیون‌ ها نفر را آواره و کشور را غرق در سلاح کرد.

هنگامی که نیروهای شوروی خارج شدند، افغانستان با چشم ‌انداز سیاسی شکننده، نهادهای ضعیف و جنگ‌ سالاران رقیب روبرو شد.

در این محیط آشفته بود که القاعده در اواسط دهه ۱۳۷۰ خورشیدی حضور قدرتمندی در این کشور برقرار کرد.

این گروه به جای کمک به بازسازی، یک دستور کار جهانی رادیکال را دنبال کرد و درگیری را بر همکاری و ایدیولوژی را بر رفاه مردم افغانستان اولویت داد.

تمرکز آن بر عملیات خشونت ‌آمیز، منابع، توجه و نیروی انسانی را از انکشاف ملی منحرف کرد.

ولایات مانند قندهار و خوست به مراکز جذب نیرو و پایگاه‌های عملیاتی القاعده تبدیل شدند.

محمد نعیم غیور، تحلیلگر نظامی ساکن ایتالیا، به سلام تایمز گفت، «القاعده با کمک متحدان افراطی خود، جنگ‌ های داخلی را برای گسترش حضور خود در کشور دامن زد،»

غیور گفت، این حضور همچنین راه را برای استقرار سایر سازمان ‌های تروریستی در افغانستان هموار کرد و منجر به درگیری‌ های ویرانگر، خشونت گسترده و فقر شد که تا به امروز ادامه دارد.

تلفات بشری

این درگیری‌ ها عواقب فاجعه ‌باری از جمله آوارگی گسترده و فرار شدید مغزها را به همراه داشته است.

محمد شعیب حیدری، استاد پوهنتون در هرات، گفت، «بسیاری از افغان‌ های تحصیل ‌کرده به خارج از کشور گریختند و هیچ نیروی کار ماهری برای بازسازی کشور باقی نماند،»

این مهاجرت، خلاء تخصص و رهبری را به وجود آورد که منجر به فروپاشی نهادی و ایجاد شرایطی شد که در آن ایدیولوژی افراطی القاعده می ‌توانست بدون مخالفت منظم، قدرت بگیرد.

این بی ‌ثباتی همچنین اقتصاد کشور را تغییر شکل داد. حیدری به سلام تایمز گفت، «به دلیل گروه‌ های افراطی، اقتصاد جنگی جایگزین اقتصاد تولیدی شد،»

او گفت، «قاچاق اسلحه و مواد مخدر، همراه با اقتصاد سایه مرتبط با درگیری، جای تجارت قانونی و کشاورزی را گرفت،»

با فرار سرمایه ‌گذاری داخلی و خارجی، قدرت اقتصادی کشور به شدت ضعیف شد و بسیاری از پروژه‌ های انکشافی متوقف شدند.

برخی از زیرساخت‌ ها، از جمله کارخانه سمنت هرات و برخی از کارخانه‌ های نساجی، برای دهه‌ ها غیرفعال ماندند.

آیا شما این مقاله را می پسندید؟

0 دیدگاه

شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها * نشان دهندۀ فیلد اجباری است 1500 / 1500