امنیت

تحلیلگران می گویند، گروه های تروریستی از بی ثباتی برای گسترش نفوذ شان سوء استفاده می کنند

نویسنده: محمد قاسم

یک دهقان افغان در ۲۳ اپریل ۲۰۲۶ از میان کشتزار گندمی که در اثر سیلاب ناگهانی در قریه پایکندره، ولسوالی شولگره ولایت بلخ آسیب دیده است، عبور می کند. [عاطف آریان/خبرگزاری فرانسه]

یک دهقان افغان در ۲۳ اپریل ۲۰۲۶ از میان کشتزار گندمی که در اثر سیلاب ناگهانی در قریه پایکندره، ولسوالی شولگره ولایت بلخ آسیب دیده است، عبور می کند. [عاطف آریان/خبرگزاری فرانسه]

بی ثباتی طولانی مدت معمولا فرصت هایی را برای گروه های افراطی فراهم می کند تا نفوذ خود را در میان جوامع آسیب پذیر گسترش دهند.

در شرایط که تحت تاثیر جنگ، فروپاشی سیاسی یا بحران های داخلی، قرار دارند، گروه هایی مانند القاعده ساختارهای محلی ایجاد کرده و خود را به عنوان بدیل حکومت های مشروع معرفی می کنند.

این ساختارها به تدریج جوامع محلی را به وابستگی مجبور ساخته و در یک مدت نهادهای مدنی مستقل را تضعیف کرده و نظام های مشروع حکومتی را از بین می برند.

شعیب رحمانی، کارشناس مبارزه با تروریزم مستقر در هالند، گفت که این گروه ها تلاش می کنند از طریق ارائه خدمات محدود، از جمله صحت، معارف و امنیت محلی، مشروعیت اجتماعی به دست آورند.

مگرم، او توضیح داد که این تلاش ها ابتکارات واقعی حکومتداری نیستند، بلکه ستراتیژی های حساب شده ای هستند که برای گسترش نفوذ ایدیولوژیک و نظامی طراحی شده اند.

او گفت، «آنچه در مناطق متاثر از خلای قدرت مشاهده می شود، یک مدل ایجاد نهادهای ابزاری است که هدف آن نه ایجاد یک دولت پایدار، بلکه تحکیم حضور القاعده و گسترش نفوذ آن است.»

خدماتی که توسط این گروه ها ارائه می شوند معمولا مشروط بوده و به پذیرش ایدیولوژی افراطی و اطاعت از ساختارهای سختگیرانه قدرت سازمانی وابسته هستند.

نظام های آموزشی به عوض اینکه دانش و تفکر انتقادی را در جوامع آسیب دیده تقویت کنندبه ابزارهایی برای ترویج روایت های افراطی تبدیل می شوند.

ساختارهای قضایی معمولا به عنوان ابزارهای ارعاب و مجازات عمل می کنند، نه اینکه عدالت، پاسخگویی یا حمایت های حقوقی مشروع برای افراد ملکی فراهم سازند.

عملیات امنیتی انجام شده توسط این گروه‌ ها معمولا بر خاموش کردن صدای مخالفین، ارعاب غیرنظامیان و تقویت کنترول سازمانی در سراسر مناطق بی‌ ثبات متمرکز است.

خشونت مشروعیت را تضعیف می کند

یکی از روشن ترین تناقض ها در این ستراتیژی زمانی آشکار می شود که گروه های افراطی همان افراد ملکی را هدف قرار می دهند که ادعا می کنند از آنها حمایت و حفاظت می کنند.

حملات علیه افراد ملکی، مختل ساختن فعالیت های اقتصادی و ناامنی گسترده، ادعاهای مشروعیت را تضعیف کرده و بی اعتمادی را در میان جوامع محلی افزایش می دهد.

تحلیلگران می گویند، این تناقض نشان می دهد که هدف، حکومتداری پایدار نیست، بلکه حفظ نفوذ از طریق بی ثباتی و میکانیزم های کنترول مبتنی بر ترس است.

عمر شریفی، تحلیلگر سیاسی افغان مستقر در انقره ترکیه به سلام تایمز گفت، «ایجاد دولت مستلزم نهادهای پایدار، حاکمیت قانون و مشارکت مردم است، در حالی که ساختارهایی که توسط این گروه ها ایجاد می شوند بر کنترول و اجبار استوار هستند.»

او گفت، «این گروه ها تلاش می کنند خود را به عنوان بدیل های مشروع معرفی کنند، اما مشروعیت آنها معمولا از خلای قدرت و نبود گزینه های دیگر ناشی می شود.»

سوء استفاده از بی ثباتی برای گسترش

تجارب کشورهایی که با بحران های سیاسی طولانی مدت مواجه هستند نشان می دهد که گروه های افراطی معمولا از بی ثباتی سوء استفاده کرده و نهادهای دولتی که از قبل شکننده هستند را بیشتر تضعیف می کنند.

پس از تهاجم ۲۰۲۳ به عراق، خلای قدرت شرایط مساعدی را برای ظهور شاخه های محلی القاعده و گسترش عملیات آنها فراهم ساخت.

روند مشابهی بعدا در جریان جنگ داخلی سوریه مشاهده شد، جایی که گروه های وابسته به القاعده ساختارهای اداری و خدماتی را در مناطق مورد منازعه ایجاد کردند.

تحلیلگران می گویند که این ساختارها عمدتا در خدمت اهداف نظامی و ایدیولوژیک بوده اند، نه حمایت از حکومتداری درازمدت یا توسعه واقعی جوامع.

گروه هایی مانند القاعده از ضعف حکومت ها سوء استفاده کرده و ساختارهای شبه دولتی ایجاد می کنند که اهداف گسترده تر توسعه طلبانه و افراطی آنها را پنهان می سازد.

آیا شما این مقاله را می پسندید؟

0 دیدگاه

شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها * نشان دهندۀ فیلد اجباری است 1500 / 1500