گروههای تروریستی، به ویژه القاعده، رسانههای اجتماعی را به یک بستر کمهزینه و با برد گسترده برای گسترش ایدئولوژی و جذب پیروان تبدیل کردهاند.
تحلیلگران میگویند این گروه اکنون از قصهگویی احساسی وفنآوری مدرن برای جذب جوانانی که دانش دینی محدودیدارند یا تمایل به تعلق به یک گروه دارند، استفاده میکند.
القاعده که زمانی به ویدیوها، سخنرانیها و مجلات چاپی وابسته بود، اکنون با عصر دیجیتال سازگار شده و تبلیغات خود را به پلتفرمهایی مانند تلگرام، X و یوتیوب تغییر داده است.
یک گزارش اخیر سازمان ملل متحد تأیید کرد که این تغییر بخشی از تلاش گستردهتر این گروه برای رقابت با «دولت اسلامی عراق و شام» (داعش) برای نفوذ رسانهای و بازسازی وجهه خود در میان مخاطبان جوانتر است.
دکتر محمد حنیف زاهدی، کارشناس امنیتی مستقر در اسپانیا، گفت که رسانههای اجتماعی به «میدان نبرد قدرت نرم بین افراطگرایی و آگاهی» تبدیل شده است.
او به سلام تایمز گفت: «القاعده هم از فنآوری مدرن برای گسترش تبلیغات خود استفاده میکند و هم از کمبود سواد دیجیتالی در میان جوانانسوءاستفاده مینماید.»
القاعده با تحریف روایتهای مذهبی و تولید محتوای متناسب با مناطق محلی، میتواند به جوانان آسیبپذیری دسترسی پیدا کند که فاقد درک عمیق از دین یا آگاهی از انگیزههای پنهان آن هستند.
زاهدی گفت: «القاعده با پخش پیامهایی به زبان محلی که خود را به عنوان مدافع مردم و دین به تصویر میکشد، از این خلأ سوءاستفاده میکند.» او افزود: «جوانانی که امید به آینده را از دست داده اند، به آسانی فریب وعدههای این گروه در مورد عدالت، برابری و عزت دینی را میخورند.»
زاهدی هشدار داد که هزینه روانی این دستکاری شدید است.
او گفت: «تنها راه مقاومت در برابر این فریب خطرناک، تقویت نهادهای مدنی، گسترش فرصتهای آموزشی و حمایت از برنامههای رسانهای معتدل است.»
نصرتالله حکیمی، داکتر بیماری های عقلی شفاخانه منطقهای کندز، گفت که بسیاری از نیروهای جوان جذب شده در نهایت زندگی، آزادی و آینده خود را به خطر میاندازند.
او گفت که آنها دچار از دست دادن هویت و انزوای اجتماعی میشوند و اغلب در نهایت افسرده یا منزوی میگردند.
او افزود: «حتی اگر زنده بمانند، با احساس گناه، افسردگی و انزوای اجتماعی روبرو میشوند. خانوادههای آنها نیز از نظر عاطفی، اقتصادی و اجتماعی آسیب میبینند.»
حکیمی افزود که افزایش آگاهی، ایجاد شبکههای خانوادگی و اجتماعی، و خلق فرصتهای آموزشی و اقتصادی برای انعطافپذیری بسیار مهم است.
او هشدار داد که فقر و بیکاری،«بستری مناسب برای تبلیغات افراطی فراهم میکند.»
درسهایی در انعطافپذیری
کشورهایی مانند اندونیزیا و نایجریا نشان دادهاند که جوامع میتوانند از طریق آموزش و اطلاعرسانی با موفقیت در برابر نفوذ افراطی مقاومت کنند.
در نایجریا، کمپینهای محلی که در ماه اکتوبر ۲۰۲۴ به طور مشترک توسط رهبران مذهبی و سازمانهای مدنی راهاندازی شد، از رادیو و رسانههای اجتماعی برای پخش پیامهای ضد افراطی استفاده کردند که در نجات بسیاری از جوانان از جذب کمک نمودند.
در اندونیزیا، پروژه «چهار ستون» که توسط مجلس مشورتی مردمی در اواخر سال ۲۰۰۹ معرفی شد، بر آموزش معلمان، روحانیون و خانوادهها برای شناسایی علائم افراطیگرایی تمرکز داشت.
این برنامه نشان داد که توانمندسازی جوامع محلی برای شناسایی و پاسخ به تاکتیکهای افراطی میتواند از جذب نیرو جلوگیری کرده و مقاومت پایدار ایجاد کند.
کارشناسان گفتند که سرمایهگذاری در برنامههای آگاهیدهی بسیار کمتر از جبران خسارات ناشی از افراطیسازی هزینه دارد.
نیازمحمد منصوری، تحلیلگر ضد تروریسم، گفت: «یک استراتیژی موفق، استفاده از رسانه در برابر رسانه است؛ یعنی استفاده از همان پلتفرمهایی که القاعده استفاده میکند، برای گسترش حقیقت و احیای تفکر منطقی استفاده شود.»
او گفت: «انعطاف پذیری پایدار به آگاهی، مشارکت و توانمندسازی بستگی دارد، سه ستونی که به جوامع اجازه میدهد ابزارهای دستکاری را به ابزارهای قدرت تبدیل کنند.»
![نمای نزدیک از یک گوشی هوشمند که برنامههای رسانههای اجتماعی را نشان میدهد، ۹ مارچ ۲۰۲۵. [دومیترو بی/پکسلس]](/cnmi_st/images/2025/11/07/52658-pexels-dumitru-b-585_329.jpg)