تروریسم

کارشناسان می گویند ایدیولوژی استبدادی افراط گرایان با سنت های اسلامی در تضاد است

نویسنده: محمد قاسم

یک مرد افغان در نزدیکی زیارت خواجه ابو نصر پارسا در ولایت بلخ بتاریخ ۷ جولای ۲۰۲۴ دعا می کند. [عاطف آرین/آژانس خبری فرانسه]

یک مرد افغان در نزدیکی زیارت خواجه ابو نصر پارسا در ولایت بلخ بتاریخ ۷ جولای ۲۰۲۴ دعا می کند. [عاطف آرین/آژانس خبری فرانسه]

در طول دو دهه گذشته، گروه های افراطی تلاش کرده اند خود را به عنوان مدافعان و نمایندگان سنت ها و ارزش های اصیل اسلامی معرفی کنند.

در حالیکه، تحلیل های تاریخی، سیاسی و دینی نشان می دهد که ایدیولوژی آنان بازتاب یک پروژه سیاسی استبدادی مدرن است که از بحران های قرن بیستم شکل گرفته است.

به جای تأکید بر معنویت، اخلاق و رفاه اجتماعی، این جنبش به طور گسترده بر تحکیم قدرت، تحمیل اطاعت و حذف مخالفان سیاسی تمرکز دارد.

بطور مثال، القاعده ساختار هایی را بازتولید می کند که معمولاً با ایدیولوژی های استبدادی منطقه ای مرتبط اند؛ ایدیولوژی هایی که در گذشته وعده نظم می دادند اما در عمل سرکوب و تمرکز قدرت را به همراه داشتند.

شعیب رحمانی، کارشناس مبارزه با تروریزم مستقر در هالند، گفت، «این گروه بیشتر یک پروژه سیاسی برای کنترول جامعه است تا یک جنبش دینی.»

او افزود، «در تفکر القاعده، قدرت و اطاعت نسبت به رفاه عمومی یا ارزش های اخلاقی اسلام در اولویت قرار دارد.»

به گفته او، روش های این گروه به مدل های استبدادی قرن بیستم شباهت دارد، زیرا هر دو به شدت بر حذف مخالفان و تحمیل کنترول سختگیرانه اجتماعی متکی اند.

تضاد با سنت های همزیستی اسلامی

تحلیلگران باور دارند که القاعده در پی تحمیل یک ساختار اجتماعی متمرکز است که در آن اطاعت سیاسی همواره بر آزادی فکری، تنوع و همزیستی اجتماعی در میان جوامع برتری دارد.

آنان استدلال می کنند که دین در این چارچوب بیشتر به عنوان یک ابزار سیاسی برای کنترول، مشروعیت بخشیدن و حفظ انطباق ایدیولوژیک در سراسر جامعه مورد استفاده قرار می گیرد.

محمد طاهر قیومی، پژوهشگر حقوق بشر مستقر در برلین به سلام تایمز گفت که القاعده به طور بنیادی با سنت های تاریخی اسلام در زمینه همزیستی و تعامل فرهنگی در تضاد است.

او گفت، «در حالی که تاریخ اسلام نمونه های فراوانی از همزیستی دینی، تنوع فرهنگی و پذیرش تفاوت ها را در بر دارد، القاعده بر یکسان سازی خشونت آمیز جامعه تأکید می کند.»

او افزود: «در دوره های مختلف تاریخی، شهر های بزرگ جهان اسلام مانند بغداد، قرطبه و دمشق مراکز تعامل فرهنگی، علمی و دینی بودند که در آن پیروان مذاهب و ادیان مختلف در کنار هم زندگی می کردند.»

این سازمان نه تنها غیر مسلمانان، بلکه بخش های بزرگی از جوامع مسلمان را نیز از طریق اتهام ارتداد و اعمال خشونت هدف قرار داده است.

قیومی گفت، «القاعده می کوشد جامعه را صرفاً بر اساس تفسیر محدود خود شکل دهد. در حالی که تاریخ اسلام نشان می دهد جوامع مسلمان زمانی موفق بوده اند که توانسته اند تنوع فکری و فرهنگی را مدیریت کنند، نه این که آن را نابود سازند.»

تضاد با توسعه منطقه ای

در سال های اخیر، بسیاری از کشور های اسلامی مدل های توسعه ای را دنبال کرده اند که هویت دینی را در کنار سرمایه گذاری، نوآوری تکنالوجیکی، آموزش، و مشارکت و همکاری گسترده اقتصادی بین المللی ترکیب می کند.

تحلیلگران می گویند این روند ها نشان می دهد که بسیاری از جوامع مسلمان به طور فزاینده از فرصت، ثبات، تنوع و مشارکت در ساختار های اقتصادی مدرن جهانی حمایت می کنند.

در مقابل، القاعده همچنان در جوامع دارای اکثریت مسلمان در سراسر منطقه به ترویج انزوا، دشمنی با نهاد های مدرن و مخالفت با گسترش آزادی های اجتماعی ادامه می دهد.

تحلیلگران باور دارند که جهان بینی سختگیرانه و استبدادی این سازمان مانع میگردد تا با واقعیت های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به سرعت در حال تغییر در جوامع مسلمان سازگار گردد.

قیومی گفت، «امروزه بخش بزرگی از نسل جوان در منطقه به دنبال تعلیم، اشتغال، تکنالوجی و ثبات هستند، در حالی که القاعده همچنان روایت‌ های جنگ، حذف و خصومت را ترویج می‌ دهد.»

آیا شما این مقاله را می پسندید؟

0 دیدگاه

شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها * نشان دهندۀ فیلد اجباری است 1500 / 1500