تروریسم

بمبگذاری انتحاری در کابل درحالی رخ می دهد که طالبان به طور اوسط روزانه ۵۵ حمله را انجام می دهند

سلام تایمز و ای اف پی

image

در تصویر دیده می شود که، منسوبین امنیتی به تاریخ ۱۰ ثور در نزدیکی یک قرارگاه نظامی در حومه کابل جمع شده اند جاییکه یک بمبگذار انتحاری دست کم سه نفر کشته و ۱۵نفر دیگر را زخمی کرد. [ایس تی آر/ای اف پی]

کابل -- روز چهارشنبه (۱۰ ثور) یک بمب گذار انتحاری در نزدیکی یک قرارگاه نظامی در کابل، دست کم سه نفر را کشته و ۱۵ نفر دیگر را مجروح ساخت. ناظرین می گویند که طالبان از زمان امضای توافقنامه صلح در ماه حوت، هر روز ۵۵ حمله را انجام داده اند.

طارق آرین سخنگوی وزارت داخله، این آمار را تائید كرد و این انفجار را «جنایتی توسط دشمن افغانستان علیه مردم ملکی در جریان ماه رمضان» خواند.

یک منبع امنیتی به ای اف پی گفت، به نظر می رسید که هدف این حمله یک قرارگاه نیروهای ویژه افغان در حومه کابل بود.

ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان گفت، هیچ گروهی مسئولیت این حمله را برعهده نگرفته است، اما طالبان در مورد اینکه آیا اعضای آنها در پشت این بمب گذاری بودند یا خیر، تحقیق می کنند.

خشونت پس از توافقنامه صلح افزایش یافت

این انفجار در حالی رخ داده است که خشونت ها در سراسر افغانستان افزایش یافته است. در اوایل این هفته سازمان ملل متحد اعلام کرد که پس از امضای توافقنامه سرنوشت ساز بین مذاکره کنندگان ایالات متحده و طالبان در اوایل ماه حوت، که قرار بود زمینه را برای یک روند صلح به رهبری افغان ها مساعد کند، حملات افزایش یافته است.

یک مقام افغان گفت، به طور اوسط، از زمان امضای توافقنامه در دوحه به تاریخ ۱۰ حوت، طالبان روزانه ۵۵ حمله انجام داده اند.

ده ها تن از منسوبین امنیتی افغان و جنگجویان طالب تقریباً روزانه کشته شده اند زیرا هر دو طرف عملیات ها را افزایش داده اند.

کابل از بیشتر این خشونت ها در امان بوده است. با این حال، یک سلسله حملات که اقلیت ها را هدف قرار دادند، ثابت می کند که این پایتخت در برابر جنگجویان آسیب پذیر است.

ائتلاف به طالبان هشدار داد

جنرال اسکات میلر، فرمانده مأموریت به رهبری ناتو در افغانستان، به طالبان هشدار داد تا خشونت هایی را که آنها در سراسر کشور مسؤل آن بوده اند، کاهش دهند.

وی روز سه شنبه در جریان بازدید از یک پایگاه کوماندو در کابل گفت، «اگر طالبان حملات را ادامه دهند، پس چیزی که آنها باید توقع داشته باشند یک پاسخ است. ما از آنها می خواهیم که این خشونت ها را کاهش دهند و ... به رهبری سیاسی تمام طرف ها فرصت دهند تا راه صلح آمیزی را بسوی پیش تعین کنند.»

آیا شما این مقاله را می پسندید؟

3 دیدگاه
* نشان دهندۀ فیلد اجباری است شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها 1500 کاراکتر باقی مانده است (حداکثر 1500 کاراکتر)

چرا عوض اتحاد و اتفاق سرانجام کار به تفرقه قومی رسید؟ یا هم برادر کشی چرا ادامه دارد؟.... همه به یک آدرس ختم میشود؛ "جهل" .جهل ریشه تمام بدبختی ها و بزرگترین عامل ضعف اقتصادی و سیاسی جامعه است تا زمانیکه معنی واقعی وطن دوستی و مادروطن حفاظت از تمامیت ارضی و حاکمیت ملی این مرز و بوم برای مردم ما چه از طریق رسانه های تصویری, صوتی, چاپی وغیره تدریس نشود این وحشت و دهشت ادامه خواهد داشت. اما میتوانم بگویم که رسانه های تصویری ( ستلایت ساختن شبکه های تلویزیونی) سرتاسر افغانستان بدون اینکه یک شخص برای خود انتن تلویزیون بخرد ,یا دستگاه تقویتی انتن تلویزیون بخرد شرایط نشر و پخش پروگرام های آگاهی از طریق تلویزیون میتواند بینهایت نقش مهم و ارزنده داشته باشد. من مطمین هستم که با این روش از شدت جنگ درین وطن کاملا کاسته شده و ظرفیت عقلانی تمام قشر جامعه بالا میرود.

پاسخ

ریشه ی همه ی بدبختی ها به جهل ختم میشود‌؛ در سال ۱۹۵۳ م فیدل کاسترو پیروز شد. اما کوبا برای مقابله با آمریکا و جهان سرمایه داری یک مشکل جدی داشت. بی سوادی حدود سه چهارم مردم کوبا بی سواد بودند و کمونیست های کوبا میدانستند که مردم بی سواد ایدئولوژی آنها را درک نخواهند کرد و تا ایدئولوژی را درک نکنند از نظام آنها در مقابل آمریکا و بلوک غرب حمایت کرده نمیتوانند. فیدل کاسترو در سال ۱۹۶۱ یک تصمیم انقلابی گرفت. او تمام مکاتب و پوهنتون ها را تعطیل کرد. کتابی برای سواد آموزی تدوین یافت که حاوی مفاهیم انقلاب کمونیستی بود. در کمپ های اضطراری این کتاب به معلمین، محصلین و اساتید روش تدریس آن آموزش داده شد. سپس هر فرد به صفت معلم به فامیلی اعزام شد در قریه جات و محلات مسکونی. معلم فرستاده شده یک بستره خواب، یک چراغ گیسی و یک جلد کتاب سواد آموزی داشت. معلم در روز با خانم فامیل سواد آموزی تمرین می کرد و در شب با مرد خانواده با استفاده از روشنایی چراغ گیسی. به این روش فیدل کاسترو طی فقط یک سال همه ی ملت کوبا را با سواد ساخت. کوبا را درمقابل حملات و تحریم های بلوک غرب صنعت، تجارت یا ذخایر زیاد نفتی حفاظت نکرد. بلکه این آگاهی و آموزش عالی بود که ملت را در حمایت دولت شان قرار داد. در افغانستان بر عکس طی دو دهه اخیر معارف و معلم از فراموش شده ترین نهاد ها و طبقه اجتماعی بوده است. این کشور قبل از پایگاه های چند صد میلیون دالری نظامی، به معلم و کتاب خوب ضرورت داشت. حالا تعجب نکنید چرا کسی نمی داند از دولت حمایت کند یا خیر؟ تاسیسات و بیت المال حفظ شود یا خیر؟ چرا پلها و اماکن عام المنفعه تخریب میشود؟ چرا فاسدترین و بی ظرفیت ترین اداره را داریم؟ ....ادامه دارد.

پاسخ

بخاطر سیاست های غلط حکومت، هر روز جنگ و انفجار جان مردم فقیر را می گیرد. اگر حکومت یک سیاست روشن و واضیح در قبال طالبان و سایر گروه های دهشت افگن میداشت، اکنون وضعیت به این حد وخیم نمی بود. حکومت باید امنیت شهروندان اش را بگیرد و اگر نمیتوانند بگذارد که طالبان سر قدرت بیایند و امنیت مردم را بگیرند. برای مردم مهم نیست که کی در سر قدرت باشد، اشرف غنی یا ملا برادر. برای مردم امنیت مهم است. به لحاظ خدا اشرف غنی، لطفاً امنیت مردم را تامین کن. همه مردم تباه شدند.

پاسخ