https://afghanistan.asia-news.com/prs/articles/cnmi_st/features/2019/09/05/feature-01
| تروریسم

مردم ملکی نجات یافته از زندان های طالبان، از شکنجه و قتل ها حکایت می کنند

گزارش از رازق کندهاری

image

یکی از اعضای نیروهای ویژه افغان به تاریخ ۸ جوزا پس از نجات دادن رحیم الله از زندان طالبان در ولسوالی نوبهار ولایت زابل، زنجیرها را از وی جدا می کند. [اسدالله خالد/توئتر]

زابل – بر اساس گفته های زندانیان نجات یافته، طالبان مردم ملکی را در ولایت زابل به اتهام جاسوسی دروغین زندانی می کنند و سپس شکنجه می کنند و حتی برخی از زندانیان را می کشند.

امام الدین که باشندهٔ دائمی ولایت بغلان است، برای سه سال گذشته کار نانوایی را در شهر قلات مرکز ولایت زابل پیش برده است. وی به تاریخ ۱۷ ثور توسط طالبان در ولایت غزنی هنگامی اسیر شد که از زابل به کابل سفر می کرد تا از آنجا به خانه اش در بغلان برسد.

وی گفت، «من به روز سوم ماه مبارک رمضان در زابل سوار بس شدم. وقتی از زابل عبور کردم و به محلهٔ شهباز در ولسوالی مقر در ولایت غزنی رسیدم، طالبان مرا مجبور کردند که از بس پیاده شوم و سپس آنها مرا چند سیلی زدند. بعداً آنها چشمان من را با یک پارچهٔ سیاه پوشانده، مرا سوار موتورسیکلت کردند و مرا به یک قریه بردند.»

image

در تصویر، امام الدین (در میان) از ۱۷ ثور تا ۱۲ جوزا در اسارت طالبان بود. او یک روز قبل از عید سعیدالاضحی توسط نیروهای ویژه افغان آزاد شد. [اسدالله خالد/توئتر]

وی افزود، «از چهارم تا پانزدهم ماه رمضان [۱۸ الی ۲۹ ثور] طالبان ما را بالای موتورسیکلت سوار کردند, در حالی که ما چشم بسته بودیم و در مساجد قریه های متعدد زندانی شدیم.»

وی گفت، «طالبان به قریه ها می رفتند؛ آنها با زور غذا و چای را از باشنده گان می گرفتند. آنها هرکسی که تقاضاهایشان را رد می کرد تهدید و لت و کوب می کردند.

«من شاهد سه مورد چنین رویدادی در مناطقی از ولسوالی مقر بوده ام. نام این قریه ها را نمی دانم، اما من هنوز برای ظلم هائیکه این دهاتیان تحمل کرده اند، ناراحت هستم و از نظر روانی به دلیل آن احساس ناراحتی می کنم.»

امام الدین گفت، «بعداً، از ۲۹ ثور تا ۱۲ جوزا ما در یک زندان در ولسوالی گیرو در ولایت غزنی نگهداری شدیم، که آنها با ما بسیار بی رحمانه رفتار کردند.»

وی گفت، دوازده تن افغانهای دیگر در کنار امام الدین زندانی شدند و طالبان سه تن از آنها را به جرم جاسوسی به تاریخ ۸ جوزا کشتند.

طالبان به امام الدین گفتند که او نیز با اعدام روبرو شده است.

'فرشتگان نجات'

امام الدین گفت، طالبان وی را اسیر کردند زیرا وی برنامهٔ فیسبوک را در تیلیفون موبایل خود به همراه تعدادی از عکس های کارمندان امنیتی قرار داده بود.

وی گفت، «طالبان از من سؤال کردند، آیا تو برای کافران جاسوسی میکنی؟ من هربار تأکید می کردم که بی گناه هستم، یک فرد ملکی هستم، فقیر هستم. اما آنها به شدت مرا لت و کوب کردند تا اینکه بیهوش شدم ... هر وقت که به آن وضعیت فکر می کنم ، مرا رنج می دهد.»

وی ادامه داد، این روز بیست و نهم ماه رمضان بود و روز بعد عید بود. ساعت ۱۱:۰۰ شب، محافظان زندان ما فریاد می زدند که هواپیماها می آیند و کافران آمده اند.»

امام الدین گفت، «دقایقی پس از شنیدن این صدا ها، درگیری سنگینی شروع شد. ما برای حدود ۳۰ دقیقه صدای جنگ را شنیدیم.»

«بالاخره کسی گفت، "آیا شما زندانیان هستید؟" ما ترسیدیم و از آنها پرسیدیم که کی هستند، اما آنها دروازه را شکستند و به زبان دری گفتند که آنها کوماندوها هستند و "ما برای شما آمدیم."»

وی گفت، «وقتی این صدا را شنیدم و چهره های کوماندوها را دیدم، از خوشی گریه کردم زیرا ... طالبان قصد داشتند همه ما را بکشند. آنها تصمیم داشتند ما را به اتهام جاسوسی اعدام کنند.»

امام الدین گفت، «نیروهای افغان به ویژه کوماندوها، فرشتگان نجات هستند. وقتی نیروهای کوماندو محافظان زندان ما را کشتند، ما را با هواپیما از غزنی به پایگاه نظامی لوگر بردند و بعداً مرا به بغلان بردند و برای عید و لباس به من پول نقد دادند.»

وی گفت، «من سخنی برای تشکر از کوماندوهای افغان ندارم، زیرا اگر آنها نمی آمدند، امروز ما زنده نمی بودیم.»

ظلمهای طالبان

رحیم الله، یک دهقان در ولسوالی جنده ولایت غزنی، تجربه مشابهی را متحمل شده است. وی قبل از نجات توسط نیروهای ویژه افغان به تاریخ ۸ جوزا، شش ماه را در زندان طالبان در ولسوالی نوبهار ولایت زابل گذراند.

وی گفت، «در حالیکه از شهر قلات ولایت زابل به غزنی سفر می کردم، طالبان مرا مجبور کردند که در محلهٔ حسن کاریز ولسوالی شاه جوی از بس پیاده شوم.»

«آنها آنقدر مرا لت کردند که برای مدت یک ماه نتوانستم چیزی را به یاد بیاورم. سپس آنها مرا به بازار ولسوالی نوبهار زابل بردند و در آنجا مرا با دیگر زندانیان یکجا نگهداشتند.»

وی افزود، «آنها مرا به اتهام جاسوسی برای دولت اسیر کردند. طالبان پرسیدند، "چرا به شهر قلات زابل رفته بودی؟" من به آنها گفتم كه برای ملاقات با كسی كه قرضدار من است در آنجا بودم، اما آنها این را نپذیرفتند.»

رحیم الله گفت، «طالبان ما را مجبور به کارکردن می ساختند. آنها هفته ای یک بار ما را مورد لت و کوب قرار می دادند و برای چند روز به ما غذا نمی دادند. ما شاید آفتاب را ۱۵ روز در مدت شش ماه دیده باشیم، و فقط زمانی بود که آنها از ما برای کار اجباری استفاده می کردند.»

«بعضی اوقات، ما خارجیان را با طالبان می دیدیم که به زبانهای دیگر صحبت می کردند. آنها [طالبان] در حضور [خارجیان] به شدت ما را مورد لت و کوب قرار می دادند؛ آنها حتی بازوها و پاهای برخی از دوستان ما را نیز شکستند.»

وی افزود، «طالبان واقعاً جاسوسان خارجیان هستند. آنها دشمنان افغانها هستند و بسیار وحشی و ظالم هستند.»

رحیم الله گفت، «من به دلیل ظلم طالبان ستمگر زمین و روستای خود را ترک کردم و اکنون منحیث یک دکاندار در شهر غزنی کار می کنم، اما یک مورد که من همیشه به آن افتخار می کنم این است که ما نیروهای اردو و کوماندو خود را داریم که علیه آن ستمگران کار می کنند.»

غیرقابل قبول

حاجی عطاجان حقبیان، رئیس شورای ولایتی زابل گفت، حبس کردن مردم ملکی بی گناه توسط طالبان قابل قبول یا تحمل است.

وی گفت، «ما به نیروهای امنیتی خود اعتماد داریم؛ ما به آنها افتخار می کنیم و مطمئن هستیم که آنها از هر فت مربع خاک افغانستان دفاع خواهند کرد. آنها دیگر اجازه نخواهند داد که... ایرانیان و جاسوسان و غلامان آنها یا به عبارت دیگر طالبان، در کشور ما ظلم کنند.»

رحمت الله یارمل، والی زابل در مصاحبه ای گفت، «وقتی طالبان توسط نیروهای افغان در میدان نبرد مورد شکست شدید قرار می گیرند، آنها مردم ملکی را آزار می دهند، زندانی می کنند و آنها را می کشند.»

وی گفت، «به هر صورت، ما باید اطمینان داشته باشیم که اردوی ما توانایی و شجاعت خود را برای از بین بردن فعالیت های مخرب در هر نقطهٔ افغانستان دارند و آنها اجازه نخواهند داد که هیچ تروریستی مردم ملکی را آزار دهد.»

آیا شما این مقاله را می پسندید؟
2
نه
0 دیدگاه
شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها
Captcha