امنیت

وعده خلافی های ایران زندگی هزاران نفر را در افغانستان و پاکستان نابود کردند

سلام تایمز

image

تماشاگران در نزدیکی زیارت امام رضا در مشهد ایران به تاریخ ۲۴ میزان به پوسترهای اعضای لوای فاطمیون نگاه می کنند که در سوریه کشته شده اند. [آرشیف]

در میان بسیاری از جرایم و بی رحمی هایی که رژیم ایران از زمان شروع جنگ داخلی سوریه در سال ۱۳۹۰ بدینسو در آن سهیم بوده است، استفاده جویی از جوانان افغان و پاکستانی برای پیشبرد اهداف ایران در درگیری، شاید یکی از بد ترین و درک نشده ترین جرایم است.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران لوای فاطمیون که یک گروه شبه‌ نظامی متشکل از افغان ها است -- و غوند زینبیون -- که یک گروه شبه‌ نظامی متشکل از پاکستانی ها است، را تأمین، پرورش و تجهیز می کند.

هزاران جنگجویان افغان و پاکستانی طی سال های گذشته در جنگ سوریه، که بیشتر در عملیات های حمایت از رژیم رئیس جمهور بشار الاسد، یک متحد نزدیک ایران بوده اند، کشته و زخمی شده اند.

از روزهای اول جنگ داخلی سوریه، طرفداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران ترکیبی از اعتقاد، انگیزه های مالی و زورگویی را برای استخدام افغان ها و پاکستانی ها به عنوان خوراک توپ در جبهه های جنگ سوریه، به کار برده اند.

image

اعضای لوای فاطمیون به تاریخ ۲۶ میزان در حلب سوریه در یک مراسم عزاداری شرکت می کنند. [آرشیف]

استخدام کنندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران قول می دهند که این جوانان از زیارتگاه های مقدس شیعه دفاع خواهند کرد و معاش بلند و تابعیت ایرانی را دریافت خواهند کرد.

اما واقعیت بسیار متفاوت است.

به دام انداختن افراد آسیب پذیر

منسوبین امنیتی پاکستان در ماه حوت چندین نفر را در کراچی دستگیر کردند که به گمان آنها به غوند زینبیون و سایر گروه های شبه نظامی شیعه فعال در پاکستان و خارج از کشور، وابسته بودند.

بر اساس گزارش ها، وابستگی آنها در نتیجه تحقیقات بعدی تائید شد که این امر بر جذب شدن شیعیان آسیب پذیر پاکستانی توسط استخدام کنندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران از مناطق مختلف کشور به شمول کراچی، کویته، پیشاور و پاراچنار دلالت می کند.

در حالیکه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران ممکن صدها شیعه جوان را از داخل پاکستان برای غوند زینبیون جذب کرده باشد، گزارش ها نشان می دهد که با گذشت زمان این سازمان تمرکز خود را بر جذب نمودن شیعیان پاکستانی که برای زیارت یا کار به ایران سفر می کنند، تغیر داده است.

این تغیر احتمالاً به دلیل سرکوب های پی در پی نیروهای امنیتی پاکستان علیه گروه های شبه نظامی شیعه وابسته به ایران صورت گرفته است که حکومت آنها را تهدیدی برای امنیت ملی می داند.

به نظر می رسد که استخدام کنندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیشتر جوانان شیعه آسیب پذیر را صرف نظر از مکان هدف قرار می دهند که اکثریت آنها با فقر و بیکاری دست و پنجه نرم می کنند.

در بسیاری موارد، این جوانان هنگام سفر به ایران بازداشت می شوند و در زندان های ویژه ای زندانی می شوند که نگهبانان زندان ها آنها را شستشوی مغزی می دهند و آنها را به پیوستن به غوند زینبیون مجبور می سازند.

تعداد بزرگ پناهجویان افغان در ایران به استخدام کنندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران دسترسی آسان به جمعیتی از جوانان فقیر و اکثراً بی چاره را فراهم کرده است.

طی سال ها، گزارش های زیادی منتشر شده اند مبنی بر اینکه جوانان افغان -- در بسیاری موارد کودکان -- توسط نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران مجبور شده اند که یا به لوای فاطمیون بپیوندند و یا اینکه همراه با خانواده هایشان اخراج خواهند شد.

این جوانان همانند استخدام شدگان زینبیون با وعده های دروغین معاشات چشمگیر، تابعیت ایرانی و سایر مزایا به دام می افتند.

این استفاده جویی آشکار توسط تهران از پناهندگان افغان، مورد محکومیت گسترده ناظرین منطقه ای و بین المللی قرار گرفته و آنها خاطرنشان می کنند که این جمعیت آسیب پذیر اکثراً جز پذیرفتن خواسته های منسوبین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی چاره ای ندارند.

حتی حکومت افغانستان نیز سوء استفاده رژیم ایران از پناهندگان افغان را مورد توجه قرار داده و خواستار انحلال لوای فاطمیون شده است.

علاوه بر این، مقامات دفاعی افغان و فعالان جامعه مدنی از فعالیت های اعضای فاطمیون بازگشته که برای امنیت و ثبات در این کشور جنگ زده یک تهدید جدی هستند، ابراز نگرانی کرده اند.

یک گردهمایی اعضای فاطمیون در ماه اسد در مشهد ایران، نگرانی ها را افزایش داد زیرا اشتراک کنندگان آن اظهارات تحریک آمیزی را ابراز کردند که نشان می دهد این گروه به زودی فعالیت های خود را در افغانستان و کشورهای همسایه گسترش خواهد داد.

وعده خلافی ها

در حالیکه تخمین ها متفاوت و تائید کردن آنها دشوار است، اما بیشتر ناظرین اتفاق نظر دارند که تعداد جنگجویان فاطمیون و زینبیون که در سوریه کشته و زخمی شده اند – و بسیاری از آنها زیر سن بودند – به هزاران نفر می رسد.

برخی گزارش ها نشان می دهد که بسیاری از جنگجویان کشته شده در قبر های دسته جمعی در سوریه و ایران به خاک سپرده شده اند که خانواده های سوگوار در افغانستان و پاکستان را در مورد سرنوشت پسران آنها حیران کرده اند.

متأسفانه به نظر نمی رسد که،سوء استفاده از افغان ها و پاکستانی های آسیب پذیر توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حتی پس از مرگ آنها در جبهه های جنگ سوریه، پایان یابد.

طی سال های گذشته، تهران بی شرمانه فرزندان جنگجویان کشته شده را در مراسم با دقت تنظیم شده به نمایش گذاشتند که هدف آن جذب نمودن جوانان شیعه بیشتری به فاطمیون، زینبیون و سایر شبه نظامیان مرتبط با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، بوده است.

در حقیقت، خانواده های شبه نظامیان کشته و زخمی شده از طرف ایران کمک ناچیز و یا هیچ کمکی را دریافت نمی کنند – این یک واقعیتی است که در مصاحبه های بی شماری با ناظرین منطقه ای و خانواده های جنگجویان افغان و پاکستانی، آشکار می شود.

در بیشتر موارد، وعده هایی از قبیل تهیه مسکن، کمک مالی و تابعیت ایرانی برای خانواده های جنگجویان کشته شده به باد رفته و بیوه ها و کودکان اندهگین را به حالت خودشان رها کرده اند.

آیا شما این مقاله را می پسندید؟

5 دیدگاه
شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها * نشان دهندۀ فیلد اجباری است 1500 / 1500

من با یک نقل قول آغاز می کنم که میگوید، «در میان بسیاری از جرایم و بی رحمی هایی که رژیم ایران از زمان شروع جنگ داخلی سوریه در سال ۱۳۹۰ بدینسو در آن سهیم بوده است، استفاده جویی از جوانان افغان و پاکستانی برای پیشبرد اهداف ایران در درگیری، شاید یکی از بد ترین و درک نشده ترین جرایم است.» راست است! این فاطمیون و زینبیون بود که راه را برای داعش در افغانستان و پاکستان هموار کرد. درباره «وعده خلافی ها»: این فقط در میان افراد بلند پایه، لابی گران، استخدام کنندگان، جاسوسان در بین جاسوسان که به آنها برخی امتیازات داده می شود می باشد. یک فاطمی معمولی هرگز تابعیت بدست نمی آورد. این جاسوسان بزرگی مانند آقای دانش، آقای محقق، آقای بهزاد، برخی از زنانی که در کمیسیون به اصطلاح حقوق بشر فعال هستند به آنها یک نوع تابعیت داده می شود. تابعیت فارس که به جاسوسان اعطا می شود نباید با تابعیت که به افغان ها، ایرانی ها یا پاکستانی ها در اروپا یا ایالات متحده امریکا اعطا می شود اشتباه گرفت. شما صرف نظر از موقعیت اجتماعی خود، همیشه یک "افغان حرامزاده" در ایران هستید. آقای نجیب مایل هروی یک مثال است. وی از زمان شاه مخلوع اعم در زمان وی و تحت رژیم خمینی/خامنه ای به عنوان یک جاسوس در مورد حلقات ضد رژیم فعالیت می کرد. وی در عوض چه چیز را بدست آورد؟ در عوض سالها خدمت در استخبارات فارس؟ تابعیت که وی را قادر نساخت تا در شفاخانه فارس پذیرفته شود. فاطمیون و زینبیون بالاخره به حیث بازندگان اصلی نابود می شوند.

پاسخ

افغان ها توسط همه کشورها فریب داده شدند، اما آنها هوشیار نشدند. آنها گاهی توسط پاکستان فریب داده میشود، گاهی توسط ایران و گاهی هم توسط امریکا. هر کشور بخاطر منافع خود از آنها استفاده می کند، اما این مردم بیچاره خود را بخاطر دین و مذهب از بین بردند. مردمان کشورهای دیگر چه سنی باشد یا شیعه، آنها هوشیارهستند، آنها خود را تباه نمی کنند، اما مردم افغانستان خود را تباه کردند.

پاسخ

جامعه جهانی باید از ایران بخواهد که چرا این کشور از فقر و بیچاره گی یک تعداد افغانها استفاده می کند و جوانان را در گروههای تروریستی استخدام می کند. از یک طرف این جوانان بد بخت در جنگ افغانستان از هر دو طرف هم طالبان و هم حکومت افغانستان کشته می شوند و از طرف دیگر این ها بخاطر پیدا کردن یک لقمه نان به ایران سفر می کنند و در آنجام آنها شکار سپاه پاسداران می شوند. متاسفانه هیچ کشوری در مورد کشته شدند افغانها توسط کشور های همسایه فکر نکردند. که چرا آنها توسط ایران و پاکستان در گروه های تروریستی استخدام می شوند.

پاسخ

جوانان شجاع هزاره در لشکر فاطمیون از مقدسات خود دفاع می کنند. همین هزراه های افغانستانی بودند که داعش را در سوریه و عراق شکست دادند. اگر اینها نمی بودند حالا داعش همه منطقه را اشغال کرده بود. شما یک کمی واقعی بینانه به اندیشید و از واقعیت ها چشم پوشی نکنید. آنها بخاطر پول و تابعیت هیچ گاهی به صفوف مبارزین فاطمیون نه پیوسته بودند و نه هم ایران بالای اینها کدام فشار وارد کرده بود. اینها خود شان داوطلبانه در جنگ های سوریه و عراق اشتراک کرده بودند و پوز داعشیان را به خاک مالیدند.

پاسخ

بزرگترین دلیل، فقر افغان ها است. برخی از افغان ها توسط پاکستانی ها به نام جهاد فریب داده شدند، برخی دیگر توسط ایران تشویق شدند تا دست به فعالیت های تروریستی بزنند. اگر در افغانستان امنیت وجود میداشت و زندگی مردم خوب می بود، افغانها به کشورهای همسایه نمی رفتند. صلح مهم است. اگر صلح نیاید، افغانستان برای همه جهان به یک سرطان مبدل خواهد شد.

پاسخ