اقتصاد

افغان های بیچاره پس از تصمیم فروختن دخترانشان غمگین و دلشکسته شده اند

گزارش از عمران

پس از سقوط حکومت افغانستان در ماه اسد ۱۴۰۰، فقر شدید و شرایط سخت بعضی از والدین افغان را مجبور کرده است تا برای اطمینان از نجات خانواده‌ هایشان دست به یک اقدام سخت مبنی بر فروختن کودکان خود، بزنند. [عبدالرازق صدیقی/ظاهر زاهد]

غور -- محمد حسن که چهار سال قبل به دلیل جنگ شدید مجبور شد تا از ولسوالی قادس در ولایت بادغیس فرار کند، اخیراً مجبور شد تا برای اطمینان از نجات خانواده خود دست به یک اقدام سختی بزند و دو دختر کم عمر خود را بفروشد.

حسن که اکنون در یک کمپ بیجاشدگان در شهر قلعه نو مرکز ولایت غور زندگی می کند گفت که این تصمیم را به دلیلی گرفته است که خانواده اش با سختی های شدید روبرو است.

حسن گفت، دختران ۱۰ ساله و ۸ ساله ام را به دلیل گرسنگی و فقر فروختم.

وی گفت، وی در بدل هر یک از دخترانش ۲۰۰ هزار افغانی (۲۱۵۰ دالر) می خواست، اما تا کنون وی فقط نصف این مبلغ را دریافت کرده است.

image

رخشانه به تاریخ ۵ عقرب با نواسه هایش در یک کمپ بیجاشدگان در شهر فیروزکوه مرکز ولایت غور دیده می شود. [تصویر از ظاهر زاهد]

image

کودکانی که خانواده‌ هایشان بر اثر خشونت اخیر بیجا شده‌ اند، به تاریخ ۶ عقرب در یک کمپ در شهر قلعه نو مرکز ولایت بادغیس دیده می ‌شوند. [عبدالرازق صدیقی]

وی گفت، «خریدار دخترانم را با خود برد و من از موقعیت و وضعیت آنها هیچ خبری ندارم.»

این تجربه محمد حسن در افغانستان به طور فزاینده ای رایج می شود، که این کشور پس از سقوط حکومت جمهوری اسلامی افغانستان افزایش بی سابقه فقر و بیکاری را مشاهده کرده است.

بیچارگی در جریان یک بحران مواد غذایی و صحی و کاهش کمک های بین المللی، بعضی از بیجاشدگان داخلی را در ولایات بادغیس و غور مجبور کرده است تا دختران خود را برای ازدواج بفروشند.

بر اساس گزارش صندوق جمعیت ملل متحد (یو ان اف پی ای)، قانون مدنی افغانستان سن ازدواج را حداقل ۱۶ سال تعین کرده است. ازدواج کودکان غیرقانونی بوده اما بسیار رایج است.

به گفته یو ان اف پی ای، خانواده ‌های فقیر اکثراً دخترانشان را عمدتاً به مردان بزرگتر در بدل مهریه های بزرگ می‌ فروشند.

منابعی که در این مورد آگاه هستند گفتند، بعضی از این مردان آنها را به عنوان همسر دوم یا سوم می گیرند. در برخی موارد ممکن هیچ «ازدواجی» صورت نگیرد.

آنها می توانند بین ۵۰۰۰۰ الی ۲۰۰۰۰۰ افغانی (۵۳۵ الی ۲۱۵۰ دالر) قیمت داشته باشند.

بعضی از کسانی که دختران خود را فروخته اند گفتند که آنها مجبور بودند تا برای نجات از گرسنگی سایر اعضای خانواده به ویژه کودکان، این کار را انجام دهند.

اشک ها و اندوه

رخشانه که با چهار نواسه اش در یک کمپ بیجاشدگان در شهر فیروزکوه مرکز ولایت غور زندگی می ‌کند، گفت که وی قصد دارد تا زینب نواسه ۶ ساله ‌اش را بفروشد.

پدر و مادر زینب که آنها نیز بیجا شده اند در یک کمپ دیگری در فیروزکوه زندگی می کنند.

رخشانه گفت که زینب از چند ماه گذشته بدینسو غذای مناسبی نخورده است و نه حکومت و نه سازمان های بشردوستانه به خانواده اش کمک کرده اند.

وی گفت، «من زینب را می فروشم تا بتوانم سه نواسه دیگرم را از گرسنگی و زمستان سرد نجات دهم.»

وی افزود، «من در بدل نواسه ام ۱۰۰۰۰۰ افغانی (۱۰۷۵ دالر) خواسته ام و یک خریدار برای خریدنش ابراز علاقه کرده است.»

برای مادران، مجبورشدن به فروختن دخترانشان بسیار مایه آشفتگی است.

بسیاری باور دارند که آنها دیگر هرگز فرزندان خود را نخواهند دید.

زلیخا همسر محمد حسن گفت که وی روزها و شب های خود را در گریه و اندوه سپری می کند.

وی گفت که وی هرگز تصور نمی کرد که مجبور خواهد شد تا از دخترانش جدا شود.

زلیخا گفت، «درد دوری از دو دخترم از تمام دنیا بزرگتر است و من هرگز آنها را فراموش نخواهم کرد. دلم برای هر دوی آنها بسیار تنگ شده است و نمی توانم بدون آنها زندگی کنم.»

زلیخا گفت، اما برای زنده نگهداشتن سایر اعضای خانواده چاره ای جز فروختن دخترانش وجود نداشت.

رویاهای شکسته

زرغونه یک مادر چهار فرزند که در کمپ بیجاشدگان در قلعه نو زندگی می کند، دختر ۱۱ ساله خود را فروخت تا با یک مرد ۲۵ ساله ازدواج کند.

وی گفت که وی به انجام دادن این کار مجبور بود زیرا خانواده اش با مشکلات سخت اقتصادی و فقر روبرو است.

وی گفت، «آنها دخترم را اندکی پس از ازدواج به ولایت همجوار فاریاب بردند. من خانواده همسرش را نمی ‌شناسم و مطمئن نیستم که دخترم فعلاً کجاست و آیا من دوباره خواهیم توانست که وی را ببینم یا خیر.»

زرغونه گفت که دخترش آرزو داشت که به تعلیم ادامه دهد «اما شوهرم وی را برخلاف رضایتش به دلیل فقر و چالش های اقتصادی به ازدواج درآورد

نجیبه ۱۳ ساله گفت که وی نمی خواهد خانواده اش را که در کمپ بیجاشدگان در شهر قلعه نو زندگی می کند ترک کند و قصد دارد وی را در بدل ۱۰۰۰۰۰ افغانی بفروشد.

وی گفت، «من نمی خواهم به کسی فروخته شوم زیرا من می خواهم درس بخوانم و بعد از تکمیل کردن تعلیمم ازدواج کنم.»

وی افزود، «این حقیقت است که من شبانه از سرما و گرسنگی نمی خوابم، اما من آرزوهای زیادی دارم که باید برآورده کنم و مهمتر از همه من می خواهم مثل دختران دیگر خوش باشم.»

زینب شش ساله نواسه رخشانه نیز به طور مشابه پس از شنیدن خبر فروختنش مضطرب شد.

وی گفت، «مادرکلانم تصمیم دارد که مرا بفروشد اما من نمی ‌خواهم که فروخته شوم. من می خواهم به مکتبم ادامه دهم و پس به پدر و مادرم بروم.»

وی افزود، «من می خواهم که در کنار خانواده ام بزرگ شوم. ای کاش که من می توانستم با خواهر و دو برادرم زندگی کنم.»

آیا شما این مقاله را می پسندید؟

0 دیدگاه

شیوه نامۀ بیان دیدگاه ها * نشان دهندۀ فیلد اجباری است 1500 / 1500